- نویسنده : ناهید هدایتی
- 13 آگوست 2026
- کد خبر 22084
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش کافه خبر قزوین؛ راشین شهبازی فعال فرهنگی و کارشناس ارشد روانشناسی در یادداشتی که در اختیار. کافه خبر قزوین قرار داده است می نویسد:وقتی یک شهر تاریخی در روزهای تعطیل، درهایش را میبندددر روزهای تعطیل و مناسبتهای مذهبی، معمولاً بخشی از فعالیتهای فرهنگی و تفریحی شهرها متوقف یا محدود میشود.
این تصمیم، از منظر احترام به مناسبتهای مذهبی، برای بسیاری قابل درک است؛ اما پرسش اینجاست که آیا همه فضاهای فرهنگی و تاریخی نیز لزوماً باید تعطیل باشند؟بهویژه در شهری مانند قزوین که بخش مهمی از هویت آن با تاریخ، معماری و بناهای ارزشمندش گره خورده است، این موضوع میتواند از منظر روانشناسی اجتماعی نیز قابل تأمل باشد.
کاروانسرای سعدالسلطنه و دیگر بناهای تاریخی، اساساً فضاهایی برای برگزاری جشن و شادی نیستند؛ بلکه بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی شهر محسوب میشوند. بنابراین باز بودن یک بنای تاریخی الزاماً به معنای بیاحترامی به یک مناسبت مذهبی نیست.
افراد میتوانند با حفظ حرمت آن روز، برای دیدن یک بنای تاریخی، آشنایی با معماری و تاریخ شهر و گذراندن اوقات فراغت خود به این مکانها مراجعه کنند.از منظر روانشناختی، انسانها در روزهای تعطیل نیاز به انتخاب، تجربه و ارتباط با محیط پیرامون خود دارند. همه افراد نیز شرایط یکسانی برای سفر ندارند.
ممکن است خانوادهای توانایی مالی سفر نداشته باشد، فردی به دلیل شغل یا تحصیل در شهری غیر از شهر خودش زندگی کند یا کسی در این ایام امکان رفتن به شهرهای دیگر را نداشته باشد.
برای چنین افرادی، باز بودن اماکن تاریخی و فرهنگی میتواند فرصتی برای تجربه یک تفریح کمهزینه، آشنایی با فرهنگ و تاریخ محل زندگی و حتی ایجاد احساس تعلق بیشتر به شهر باشد.از سوی دیگر، شهر قزوین در ایام تعطیلات میتواند میزبان گردشگرانی باشد که از شهرهای دیگر به آن سفر کردهاند.
طبیعی است که یک گردشگر، بخشی از زمان سفر خود را صرف بازدید از آثار تاریخی شهر کند. مواجه شدن او با درهای بسته، میتواند تصویری ناخوشایند از تجربه گردشگری او ایجاد کند و حتی فرصت معرفی ظرفیتهای فرهنگی شهر را از بین ببرد.
مسئله اصلی، بنابراین، مخالفت با حرمت مناسبت مذهبی نیست؛ بلکه بحث بر سر چگونگی ایجاد تعادل میان احترام به مناسبتها و حفظ دسترسی مردم به فضاهای فرهنگی و تاریخی است.شاید بتوان به جای تعطیلی کامل، برای این ایام برنامهای متناسب در نظر گرفت؛ به گونهای که ضمن حفظ حرمت مناسبت، امکان بازدید از بناهای تاریخی برای مردم و گردشگران وجود داشته باشد. چنین رویکردی نه تنها احترام به باورهای مذهبی را خدشهدار نمیکند، بلکه میتواند نشاندهنده نوعی بلوغ فرهنگی در مدیریت شهری باشد؛ یعنی پذیرفتن این واقعیت که افراد با سبک زندگی، باورها، شرایط اقتصادی و نیازهای متفاوت در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
من به عنوان فردی غیربومی که در قزوین زندگی میکنم، این موضوع را از زاویه دیگری هم تجربه میکنم. وقتی کسی در شهری غیر از زادگاهش زندگی میکند، ممکن است خانواده و بستگانی در آن شهر نداشته باشد و امکان سفر نیز برایش فراهم نباشد. در چنین شرایطی، شهر محل زندگی میتواند خودش تبدیل به مقصدی برای کشف، تجربه و گذراندن تعطیلات شود.بنابراین شاید بهتر باشد در تصمیمگیریهای فرهنگی، به جای نگاه صفر و صدی به «تعطیلی یا باز بودن»، به دنبال راههای میانه و منعطف باشیم.
احترام به یک مناسبت مذهبی الزاماً به معنای تعطیل کردن تمام ظرفیتهای فرهنگی یک شهر نیست.گاهی میتوان هم حرمت یک روز را حفظ کرد و هم درهای تاریخ، فرهنگ و هویت یک شهر را به روی مردم و گردشگران باز گذاشت.

