- نویسنده : ناهید هدایتی
- 27 ژانویه 2026
- کد خبر 16705
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش کافه خبر قزوین؛نماینده انجمن سواد رسانهای در استان قزوین آرزو سلخوری در یادداشتی که در اختیار کافه خبر قزوین قرار داده است می نویسد: آشوب فقط در خیابان اتفاق نمیافتد؛ پیش از آن، در خبرها شکل میگیرد. در لحظاتی که نظم اجتماعی مختل میشود، مرز میان «اطلاع» و «تحریک» باریکتر از همیشه است. حجم اخبار ناگهانی بالا میرود، تصاویر تکاندهنده دستبهدست میشود و هر روایت، مدعی حقیقت مطلق است. در چنین وضعیتی، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه خبر شده؟ بلکه این است: کدام خبر را میشود باور کرد؟
اولین واقعیت تلخ این است که در آشوبها، هیچ منبعی «بیطرف مطلق» نیست. هر رسانه، هر کانال و هر حساب کاربری از زاویهای روایت میکند؛ آگاهانه یا ناآگاهانه. پس باور کردن، نه بر اساس همدلی احساسی، بلکه بر پایه تحلیل سازوکار خبر باید انجام شود. مخاطبی که به دنبال حقیقت است، باید قبل از محتوا، به «فرآیند تولید محتوا» نگاه کند.
خبر قابلاعتماد در آشوبها، معمولاً سه ویژگی دارد: کندتر منتشر میشود، جزئیاتش محدود است و مدام بهروزرسانی میشود،
برخلاف شایعه که سریع، قطعی و هیجانی است. اگر خبری بلافاصله با تیترهای قاطع، آمار دقیق و نتیجهگیریهای بزرگ منتشر شد، دقیقاً همانجاست که باید مکث کرد.
در شرایط آشوب، قطعیت زودهنگام اغلب نشانه جعل یا دستکم تحریف است.
نکته دوم، تمایز میان «شاهد» و «راوی» است. ویدئو یا عکس میتواند واقعی باشد، اما روایت همراه آن الزاماً واقعی نیست. یک تصویر بدون زمان، مکان و زمینه، بیشتر ابزار اقناع است تا اطلاعرسانی، خبری که فقط تصویر دارد اما فاقد توضیح دقیق است، بیشتر برای تحریک احساسات طراحی شده تا آگاهسازی.
حقیقت در آشوبها معمولاً در متنهای خشک، توضیحهای ناقص اما صادقانه و روایتهای چندمنبعی پنهان است، نه در ویدئوهای شوکآور.
سومین معیار، سود روایت است. هر خبری را باید با این سؤال ساده خواند: این روایت به نفع چه کسی تمام میشود؟
خبرهایی که مردم را به واکنش فوری، خشم ناگهانی یا تصمیمهای غیرعقلانی سوق میدهند، اغلب بخشی از جنگ شناختیاند. این به معنای درست بودن روایت مقابل نیست، اما به این معناست که خبر، «خنثی» نیست. در آشوبها، اخبار خنثی کمیاباند؛ اما اخبار مسئولانه قابل تشخیصاند.
از منظر سواد رسانهای، خطرناکترین نوع خبر در آشوبها «نیمهدرست» است؛ خبری که یک واقعیت کوچک را میگیرد و آن را در چارچوبی اغراقآمیز یا هدفمند میچیند. این نوع خبر از شایعه هم مخربتر است، چون امکان تکذیب فوری ندارد و بهراحتی باور میشود. مخاطب حرفهای کسی است که بلد است بین واقعیتِ خام و تفسیرِ تحمیلی فاصله بگذارد.
در این میان، نقش رسانههای رسمی و مسئول نیز حیاتی است. سکوت، تناقضگویی یا اطلاعرسانی دیرهنگام، عملاً اعتماد مخاطب را به سمت منابع غیررسمی سوق میدهد. وقتی روایت رسمی شفاف نباشد، حتی خبر درست هم باور نمیشود. بنابراین، بحران اعتماد، زمینهساز آشوب خبری است؛ و آشوب خبری، خود بحران را تشدید میکند.
در نهایت باید پذیرفت که در آشوبها، باور کردن یک «تصمیم» است، نه واکنش؛ تصمیمی که نیازمند مکث، مقایسه، و گاهی نپذیرفتن پاسخ فوری است.
ندانستن موقت، سالمتر از باور کردنِ نادرست است.
در روزگار آشوب، مخاطب آگاه کسی نیست که بیشترین خبر را میخواند؛ کسی است که بلد است کدام خبر را نخواند، کدام را بازنشر نکند و کدام را فعلاً معلق نگه دارد.
حقیقت در آشوبها معمولاً فریاد نمیزند؛ آرام، پراکنده و دیر به دست میآید و درست به همین دلیل، ارزشمند است.


