×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

تازه ها

امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴  .::.   برابر با : Wednesday, 28 January , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
بحران رسانه و مسأله‌ای به نام «سواد»؛وقتی ندانستن، خودش بحران می‌شود

به گزارش کافه خبر قزوین؛نماینده انجمن سواد رسانه‌ای در استان قزوین آرزو سلخوری در یادداشتی که در اختیار کافه خبر قزوین قرار داده است می نویسد: بحران‌ها فقط رویداد نیستند؛ «وضعیت»اند. وضعیتی که در آن نظم عادی زندگی مختل می‌شود، مرز میان واقعیت و ادراک تیره می‌گردد و جامعه وارد فاز تصمیم‌گیری‌های سریع، احساسی و اغلب غیرعقلانی می‌شود. در چنین وضعیتی، رسانه نه صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه بازیگر اصلی میدان است.

آنچه مردم از بحران می‌فهمند، بیش از آنکه حاصل تجربه مستقیم باشد، محصول روایت‌های رسانه‌ای است. دقیقاً همین‌جا سواد رسانه‌ای از یک مهارت فردی به یک ضرورت ساختاری بدل می‌شود.

در ادبیات ارتباطات، بحران همواره با سه مؤلفه همراه است: ابهام، اضطراب و نیاز فوری به معنا. مخاطبِ بحران‌زده به دنبال «اطمینان» است، نه الزاماً حقیقت کامل. این میل به اطمینان، اگر با سواد رسانه‌ای همراه نباشد، مخاطب را مستعد پذیرش ساده‌ترین، هیجانی‌ترین و گاه خطرناک‌ترین روایت‌ها می‌کند؛ به بیان دیگر، بحران زمین بازی شایعه است و بی‌سوادی رسانه‌ای، کود مناسب رشد آن.

مسأله اینجاست که در عصر شبکه‌های اجتماعی، دیگر تفکیک روشنی میان تولیدکننده و مصرف‌کننده خبر وجود ندارد. هر کاربر بالقوه یک رسانه است؛ با همان قدرت و بدون همان میزان مسئولیت‌پذیری؛ سواد رسانه‌ای در چنین شرایطی صرفاً دانستن «این خبر درست است یا نه» نیست، بلکه توان تحلیل سازوکارهای تولید معناست: اینکه بفهمیم یک خبر چگونه قاب‌بندی شده، چه چیزی حذف شده، چه چیزی برجسته شده و کدام احساسات را هدف گرفته است.

در بحران، رسانه‌ها معمولاً به سمت برجسته‌سازی (Agenda Setting) و چارچوب‌بندی احساسی (Framing) حرکت می‌کنند؛ امری که ذاتاً منفی نیست، اما در فقدان سواد رسانه‌ای مخاطب، می‌تواند به مهندسی ترس، خشم یا نفرت جمعی منجر شود. تجربه‌های جهانی نشان داده‌اند که در بحران‌های اجتماعی و امنیتی، سرعت انتشار اطلاعات نادرست از اطلاعات دقیق بیشتر است، زیرا خبر جعلی معمولاً ساده‌تر، قطعی‌تر و هیجان‌برانگیزتر است.

مخاطبی که سواد رسانه‌ای ندارد، نه‌تنها قربانی این چرخه می‌شود، بلکه خود به بازتولیدکننده آن بدل می‌گردد.

نکته مهم‌تر اما بُعد نهادی سواد رسانه‌ای است. اغلب بحث‌ها، مسئولیت را یک‌سویه بر دوش مردم می‌گذارند، در حالی که در شرایط بحران، نهادهای رسمی و رسانه‌های حرفه‌ای نقش تعیین‌کننده‌تری دارند.

سکوت‌های طولانی، تناقض در اطلاع‌رسانی، زبان مبهم و کلی‌گویی‌های اداری، عملاً میدان را به روایت‌های غیررسمی واگذار می‌کند. در این وضعیت، حتی مخاطب باسواد هم دچار سردرگمی می‌شود بنابراین، سواد رسانه‌ای بدون شفافیت رسانه‌ای و مسئولیت‌پذیری نهادی، پروژه‌ای نیمه‌تمام است.

از منظر جامعه‌شناسی ارتباطات، بحران زمانی تشدید می‌شود که «اعتماد» فروبریزد. اعتماد رسانه‌ای، سرمایه‌ای است که در روزهای عادی و در روزهای بحرانی مصرف می‌شود.

جامعه‌ای که پیش‌تر آموزش ندیده چگونه خبر را تحلیل کند؟

جامعه‌ای که پیش‌تر آموزش ندیده چگونه خبر را تحلیل کند و رسانه‌ای که پیش‌تر تمرین صداقت و توضیح نداده، در لحظه بحران نمی‌تواند انتظار رفتار عقلانی از مخاطب داشته باشد؛ واکنش‌های هیجانی جمعی، هجوم به منابع، اضطراب عمومی و حتی خشونت نمادین، اغلب پیامد شکست ارتباطی‌اند، نه خود بحران.

در این میان، آموزش سواد رسانه‌ای نباید به چند توصیه کلی تقلیل یابد. این آموزش باید شامل شناخت منطق الگوریتم‌ها، اقتصاد توجه، تکنیک‌های اقناع، جنگ شناختی و عملیات روانی باشد. بحران‌های امروز فقط فیزیکی نیستند؛ شناختی‌اند. ذهن‌ها هدف قرار می‌گیرند، نه صرفاً شهرها.

بی‌توجهی به این واقعیت، به معنای نادیده گرفتن یکی از اصلی‌ترین میدان‌های بحران است.در نهایت، باید پذیرفت که سواد رسانه‌ای در بحران، مسأله‌ای اخلاقی نیست که به «خوب یا بد بودن» افراد تقلیل یابد؛ مسأله‌ای سیاسی–اجتماعی و مرتبط با امنیت روانی جامعه است. جامعه‌ای که آموزش ندیده است چگونه روایت‌ها را بخواند، دیر یا زود توسط روایت‌ها خوانده می‌شود.

بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه تعیین می‌کند جامعه از آن عبور می‌کند یا در آن فرومی‌پاشد، سطح فهم رسانه‌ای او از واقعیت است.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.