- نویسنده : ناهید هدایتی
- 04 آوریل 2026
- کد خبر 19044
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش کافه خبر قزوین؛ محمد غیاثوند روزنامه نگار و مشاور استاندار قزوین در یادداشتی که در اختیار کافه خبر قزوین قرار داده است می نویسد: استراتژی مرد دیوانه | Madman Theory بر این فرض استوار است که یک رهبر سیاسی، عامدانه خود را فردی غیرقابل پیش بینی، هیجانی و حتی خطرناک نشان میدهد تا طرف مقابل را دچار اضطراب و محاسبات بدبینانه کند. در چنین وضعیتی، بازیگر مقابل برای پرهیز از بدترین سناریو، ناگزیر به عقب نشینی یا اعطای امتیاز میشود.
این ایده اولین بار به صورت نظاممند در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون مطرح شد؛ اما در دوران معاصر، دونالد ترامپ را میتوان نمونهٔ بارز و عملی آن دانست. ترامپ نه تنها به این استراتژی آگاه است، بلکه آن را به بخشی از هویت سیاسی خود تبدیل کرده است. توییت های ناگهانی، اظهارات تند و حتی تحقیر آمیز علیه متحدان سنتی ایالات متحده (از جمله کانادا و کشورهای اروپایی)، تهدیدهای مکرر به استفاده از قدرت نظامی یا اعمال تحریمهای فلج کننده، و نیز طرح ایدههای غیر متعارفی چون خرید یک کشور یا خروج شتابزده از توافقات بینالمللی، همگی در همین چارچوب قابل تحلیلاند.
پیام پنهان این رفتارها روشن است: «من قابل پیشبینی نیستم؛ اگر همکاری نکنید، ممکن است تصمیمی بگیرم که هزینهاش سنگین باشد.» در این الگو، بیثباتی رفتاری به جای ضعف، به ابزار چانهزنی تبدیل میشود. ترامپ میکوشد طرف مقابل را در فضایی از عدم قطعیت دائمی نگه دارد؛ فضایی که در آن، عقلانیت کلاسیکِ مبتنی بر پیشبینی پذیری کارایی خود را از دست میدهد.
با این حال، استراتژی مرد دیوانه شمشیری دولبه است. اگرچه در کوتاه مدت میتواند امتیازاتی ایجاد کند، اما در بلند مدت به فرسایش اعتماد، تضعیف نهادهای بینالمللی و افزایش هزینههای سیستماتیک برای خودِ بازیگر نیز منجر میشود. به ویژه در جهانی به هم پیوسته، استمرار این رویکرد میتواند متحدان را به سمت موازنه سازی، کاهش وابستگی و حتی تقابل نرم سوق دهد.
نتیجهگیری راهبردی:
رفتارهای ترامپ را نباید صرفاً «غیرعقلانی» یا «شخصی» تلقی کرد؛ بلکه باید آنها را در قالب یک منطق راهبردی خاص هرچند پرریسک تحلیل نمود. منطقـی که بر ابهام و شوک آفرینی استوار است. درک این الگو، برای تحلیل سیاست خارجی آمریکا و نیز برای سیاستگذاران کشورهایی که در معرض این سبک تصمیمگیری قرار دارند، ضرورتی راهبردی_تحلیلی است؛ چرا که مواجهه با «غیر قابل پیشبینیِ طراحی شده»، نیازمند عقلانیتی متفاوت و چندلایه است، نه واکنشهای هیجانی یا ساده انگارانه.
بدترین سناریوی که باعث شده که فرماندهان آمریکایی استعفا کنند آن است که ترامپ گفته است که این جنگ پایانی است بر اسلامیت و یهودیت !
مرد دیوانه با تز سرزمین سوخته، برایش مهم نیست که بعد از نابودی زیر ساخت های ایران ، ایران کل کشورهای منطقه را به آتش بکشد ، زیرا وقتی نفتی در خاورمیانه نباشد تنگه هرمز هم معنایی ندارد.
مردی که گفته است که نه در جنگ جهانی اول و نه در جنگ جهانی دوم و در تمامی جنگ های منطقه ایش حتی یک ترقه در آمریکا نترکیده و راز ابرقدرتی آمریکا را در آن بر شمرده است.

